تبليغاتX
غریبه ی آشنا
سلام برهمه ما باز آمدیم. شعر معر فعلآ ندارم ولی یه چیزایی براتون دارم.

یه سایت برای کسب درآمد.

تا آخر رایگانه پس ضرر نمی کنید نیازی به کلیک کردن روی تبلیغات نیست و فقط باید 10زیر مجموعه فعال پیدا کنی و در ماه 98میلیون تومان پول دریافت کنی.
تا آخر عمر حقوق ماهیانه دریافت می کنید برای ثبت نام کلیک کنید برای آموزش ثبت نام مطلب را تا آخر بخوانید
http://tickerbar.info/join_now.ghc?r=208838068
درآمد تا سقف ۹۸میلیون تومان
این فرصت رو اصلا از دست ندهید , چون این یک فرصت استثنائی هست و کمتر جایی نظیر اینو پیدا می کنید

آیا کلاهبرداریه یا نه :

ثبت نام در این سایت رایگان است و پولی از شما نمی گیرد، پس در این صورت هرگز کلاهبرداری نیست.

ادامه مطلب...



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرشاد نیکومقام در یکشنبه 25 اسفند1387 و ساعت 12:46 بعد از ظهر |
سلام...

سلامي به سردي خداحافظي...  البته نه براي هميشه. براي مدتي كم مثلا چند هفته كه شايد براي من چند سال به نظر بياد.

نميدونم چرا اينجوري شدم؟! الان دو هفته ميشه كه نيومدم انگار دو ساله. اين اعتياد به اينترنت كه ميگن فكر كنم راسته. يا شايد به خاطر شما دوستان هست كه زود دلم تنگ ميشه.

هر چي كه هست دوري سخته، ولي به اميد خدا هر چه زودتر برميگردم. با ذهني تازه تر و سبدي پر بار تر. الان هم از كافي نت دارم آپ ميكنم.

براي همتون آرزوي موفقيت ميكنم و براي اون دوستمون كه مريض بود و من ازش خبر ندارم آرزوي سلامتي.

به اميد روزهايي پر اميد...

تا بعد...

ياحق

+ نوشته شده توسط فرشاد نیکومقام در جمعه 27 اردیبهشت1387 و ساعت 7:38 بعد از ظهر |
با نام کسی که بخشنده ترین بخشنده هاست و مهربان ترین مهربانان.

برای دوستی مشکلی پیش اومده و احتیاج شدید به کمک داره، ولی تنها کسی که میتونه بهش کمک کنه خداست. پس از همه دوستانی که به لطف و کرم خدا اعتقاد دارند میخوام که برای این بنده دست دعا بلند کنن و براش آرزوی سلامتی کنن. هیچ وقت فراموش نکنین که خدا همیشه همراه بنده شه و اونو تحت هیچ شرایطی تنها نمیذاره.
پس فقط کافیه دعا کنین.


+ نوشته شده توسط فرشاد نیکومقام در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 و ساعت 8:16 قبل از ظهر |
میگن برای عاشق شدن هیچ وقت دیر نیست، اما چرا کسی نمیگه برای عاشق شدن هیچ وقت زود نیست؟یعنی برای عاشق شدن باید به سن مشخصی برسیم؟ اما عشق که این حرفا حالیش نیست، میاد و خنجر رو مستقیم تو قلبت فرو میکنه. قلبم زخمیه، چه کنم؟
نمیدونم تا حالا طعم عشقو چشیدین یا نه. دردش ریشتو خشک میکنه ولی شیرینه. از اون بدتر اینه که عشقت ازت دور باشه، وای............ چه کنم با غم دوری خدایا؟

(دل نوشته)
گویند که می عقل برد ساده کند
غم عشق و همه درد و غم یار
گر ببردت دلبری دل از کفت
تو را غیر از می و باده چه کار؟
عاشقم ساقی میخانه کجاست؟
که برد درد و غم دوری یار
آری عاشقم عاشق مگر دیوانه نیست؟
پس کدامین عقل را با خود برد این عشق زار؟

اونایی که میگن عشق برات زوده و اصلا کشکه و نون و آب نمیشه، تا حالا عاشق نشدن و نخواهند شد.اصلا نمیدونن عشق چیه؟ برن دنبال نون و آبشون. فرامرز اصلانی یه شعر داره که میگه:(خدایا این مردم کوکی چی میگن؟...... دریغا.................اینا عاشق نمیشن.) خیلی زیباست، دلم میخواد این شعر رو فریاد بزنم تا همه دنیا بشنون.
دیشب به حافظ پناه بردم، ببینین بهم چی گفت:

ببرد از من قرار طاقت و هوش ...................... بت سنگین دل سیمین بناگوش

نگاری چابکی شنگی کله دار ...................... ظریفی مهوشی ترکی قبا پوش

چو پیراهن شوم آسوده خاطر.......................گرش همچون قبا گیرم در آغوش

اگر پوسیده گردد استخوانم ....................... نگردد مهرش از جانم فراموش

دل و دینم دل و دینم ببردست...................... برو دوشش برو دوشش برو دوش

دوای تو دوای تست حافظ

لب نوشش لب نوشش لب نوش

خدا آخر عاقبت ما رو بخیر کنه....
+ نوشته شده توسط فرشاد نیکومقام در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 و ساعت 7:56 قبل از ظهر |


ما از دوری جانان به کلک افتادیم
                                                   از کف میکده تا طاق فلک افتادیم
گر مرگ رسد در طلب ما چه باک؟
                                                   ما از طلب عشق بر پای ملک افتادیم
+ نوشته شده توسط فرشاد نیکومقام در دوشنبه 2 اردیبهشت1387 و ساعت 8:54 قبل از ظهر |


تا باد به رقص یاسمن می کوشد
                                                     غوغای ترانه در رگم می جوشد
 گر یار به رسم عاشقان می نوشد
                                                     گو نوش که غم رخت عزا می پوشد


+ نوشته شده توسط فرشاد نیکومقام در سه شنبه 27 فروردین1387 و ساعت 2:18 بعد از ظهر |
سلام دوستان، از این به بعد اگه خواستم شعرهای خودم رو بزارم با عنوان دل نوشته میزارم.



کاش از روز ازل تا ابد الدهر نبود
                                                   زندگی با تپش ثانیه هایش کبود
کاش آنروز که از قلب فلک افتادیم
                                                   بغض و کینه ز دلهای بشر میرفت زود
کاش از عاشقی و دوستی و مهر و وفا
                                                   دلمان اشباع بود، عاشقی غوغا بود
کاش آنروز نمیچید انسان
                                                   سیب سرخ حوا، عقل کمی بالا بود
کاش زمین دور خدا میچرخید 
                                                   زندگی زیبا بود ...


+ نوشته شده توسط فرشاد نیکومقام در دوشنبه 26 فروردین1387 و ساعت 11:9 بعد از ظهر |
وبلاگ رو با نام خدا و یاد زنده یاد فرهاد مهراد شروع میکنم.



میبینم صورتمو تو آینه با لبی خسته میپرسم از خودم
این غریبه کیه از من چی میخواد اون به من یا من به اون خیره شدم
باورم نمیشه هر چی میبینم چشامو یه لحظه رو هم میزارم
به خودم میگم که این صورتکه میتونم از صورتم ورش دارم
میکشم دستمو روی صورتم هر چی باید بدونم دستم میگه
منو توی آینه نشون میده میگه این تویی نه هیچکس دیگه
جای پاهای تموم قصه ها رنگ غربت تو تموم لحظه ها
مونده روی صورتت تا بدونی حالا امروز چی ازت مونده به جا

آینه میگه تو همونی که یه روز میخواستی خورشید و با دست بگیری
ولی امروز شهر شب خونت شده داری بی صدا تو قلبت میمیری
میشکنم آینه رو تا دوباره نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آینه میشکنه هزار تیکه میشه اما باز تو هر تیکش عکس منه
عکسا با دهن کجی بهم میگن چشم امید و ببر از آسمون
روزا با همدیگه فرقی ندارن بوی کهنگی میدن تمومشون


+ نوشته شده توسط فرشاد نیکومقام در دوشنبه 19 فروردین1387 و ساعت 11:2 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM